خرید بک لینک

میخواستم در کمال پررویی باز هم امتحان کنم ک اجازه نداد....

این یعنی تمومش کن؟

یعنی بسه؟

یعنی چی؟

اوست نشسته در نظر

من به کجا نظر کنم؟

اوست گرفته شهر دل

.....

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 15:10

اینهمه راه منو اینور و اونور کشوندی که شب اخر بالاخره یه چیز مهم رو بفهمم! از حماقت خودم متاسفم از اینکه نیاز بود اینهمه ببریم و بیاریم ک دستگیرم بشه خدایا نیازی ب اون دنیا نیست تو همین دنیا اعتراف میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 4:38

انقدر اتفاقات خوب برام افتاده

انقدر حالمو خوب کردی

ک نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم...

من بی لیاقت کجا و اینهمه لطف و کرم تو؟

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 4:38

تو این دو سه روز یه چیزایی فهمیدم که الان دارم با خودم فکر میکنم که مگه میشه اتفاقی باشه؟ سه نفری ک میشناختم و هرروز باهاشون چشم تو چشم میشدم فهمیدم فرزند شهید هستن! یکیشون که خیلی نزدیک بود و باهاش زادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 16:06

باید برم

وگرنه مینرکم...

دلم آشوبه

باید برم

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 16:06

بالاخره موفق شدم فیلمی ک اینهمه وقت دانلود کردم و هی میخواستم ببینم رو ببینم! از اومدن زیرنویس فارسیش نا امید شدم و بالاخره با زیرنویس انگلیسی دیدمش. اولین بار بود که این کار رو میکردم ولی انقدر برام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 16:06

امروز بیشتر از قبل فهمیدم که علاقه من به اطفال از همه چیز بیشتره من اصن دندون شیری میبینم حالم خوب میشه! چقدر ذوق کردم از دیدن دکتر افشار و چقدر ناراحتم که بیشتر استفاده نکردم ازش تو اون محیط صمیمی دلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 16:06

از باخبر شدن تو اخرین ساعات ثبت نام اونم اتفاقی تا همسفر گیر سه پیچ و پیگیر تا راضی شدن یهویی بابا با پیشنهاد یهویی استخاره خودش تا اون استخاره عجیب تری که یهو در اومد تا لباسایی ک واقعا هیچی نداشتم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 16:06

شب ساکته

روز ساکته

کاش دنیا همیشه همینقدر ساکت باشه...

منم تو آرامش روی تختم دراز بکشم و بخوابم و بخوابم و بخوابم

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:33

دفعه قبل سوالی ننوشته بودم و یک ساعت طول کشید....

الان ۱۰۰ تا سوال نوشتم چقد میشه؟؟

+ خدا زیادت کنه ک باعث شدی مامان من بیاد پیشم بالاخره!

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:33

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:33

همینممونده بود ک حافظ هم از تو دفاع کنه:/

دهن مارا نمود از بس گف از مال دنیا چشم بپوش دنبال عشق و محبت باش!

حس میکنم حافظ هم میخواد منو خر کنه

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:33

خدایا کمکم کن حسادت دروغ غیبت خشم و عجله رو کنار بذارم

خودت ک میدونی ک تک تک شون افتادن ب جونم و مث لاشخور وجودمو میخورن

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:33

بالاخره یک روز رسید ک حس کردم کار از حرف زدن گذشته کار از تصمیمات جدید گرفتن گذشته یک روز رسید ک حس کردم تمام درد و دل کردن های سربسته ام ب بن بست رسیده اند! حس کردم دیگر هیچ کاری از دست من بر نمی آیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:33

ی بار دیگه بجز این بار امتحان جراحی بدم تمومه پر استرس ترین امتحان عملی جراحیه با اون استاد جان های افسار گسیخته عصبانیت پسند اون چشم غره و دادی ک عظیمی جان امروز سر ما زد مطمئنم فردا از نمره بخشمان ۳ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:33

صفحه بندی