خرید بک لینک

کله سحر وقتی از در اومده بودم بیرون توی کوچه و تقریبا میدویدم که ب کلاسم دیر نرسم یهو نگاهم افتاد ب آسمون.... وباور نکردنی بود! محشر بود

هیچوقت آسمون تهرانو انقدر آبی ندیده بودم

دیگه برام مهم نبود دیرم بشه و وسط کوچه وایسادم و همینجور خیره شدم ب آسمون! چقدررررد خوشرنگ بود! مث رنگای کارتونا! ن! خیلی جذاب تر بود

این شد ک دلم نیومد عکس نگیرم

تا ظهر هم همش منتظر بودم از دانشگاه بیام بیرون و دوباره اون آبی قشنگو ببینم! مث رویا بود امروز

+ آدم ی نعمتایی رو نداره و نمیفهمه ک نداره... ما آدما با منفعت طلبی هامون گند زدیم ب طبیعت... انگاری ک تنها موجودات زنده رو زمین باشیم همه جهانو از آسمون آبی محروم کردیم! بیچاره پرنده ای ک خونه ش آسمونه و از دود پر شده....

ینی آدم این آسمون قشنگو هر روز ببینه توانایی داره بازم افسرده بشه؟

آبی آسمون سبز درخت طلایی خورشید اینهمه رنگ قشنگ ک خودمون از خودمون گرفتیم از اونور همه افسرده نشستیم تو خونه ها

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 5:33

صفحه بندی