خرید بک لینک

از تو که حرف می زنم
یک جورِ خوبی
حالِ من بد می شود ...

+ چقدر پریشون شدم بابت این قضیه:(

عذاب وجدان و ترس از تباهی و اشتباه!

و اینکه انگار همه فراموش کردن این رو!!

هرشب حتا اگ خوابمم بیاد ب شدت ساعت ها غلت میزنم و فکر میکنم

دلشوره میگیرم, عصبی میشم و تهش آرزو میکنم کاش چنین پروسه ای وجود نداش!

کاش آدم چشماشو باز میکرد و یهو میدید شب عروسیشه!

و استرسی ب نام انتخاب نداشته!

بعضیا چطور انقدر راحت عاشق میشن و ازدواج میکنن؟

خوش بحالشون...

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23

صفحه بندی