منِ خودخواه
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
حس میکنم خیلی خودخواه و عوضی شدم! نمیدونم چجوری انقدر خودخواهی درونم پیشرفت کرد ولی الان بشدت خودخواه شدم... خیلی ذره ذره پیشرفت کرد البته تا جایی ک یادمه همیشه خودخواهی داشتم ولی فکر میکنم هیچوقت انقدر پیشرفته نبوده آدمی ک خداترسی نداشته باشه نفس سرکشش ازش سواری میگیره
لالایی
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
لالا لا لا گل زیره دلم پیشِ دلت گیره لالا لا لا گل سنجد بریم باهم گوشه ای دنج لالا لا لا گل سنبل غزل خونت شم همچون بلبل لالا لا لا گل سوسن لبم بوسی لبت بوسم لالا لا لا گل بی تاب هرجا هستی خدا همرات + خدایا به خودت قسمت میدمت ک دیگه اینجوری امتحانم نکنی... +درسته ک اون آدم خوبی ک میخوای نشدم ولی مگ ن...
شعر خشکیده
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
امروز اشعار ی بنده خدایی رو خوندم ک تو فضای مجازی منتشر کرده بود و نمیدونستم اگ بخندم تمسخره و گناهه؟ نخندم چکار کنم؟ ن قافیه ن ردیف ن وزن ن اهنگ ن تناسب کلمات ابیات ن هیچی! صرفا ی ایده و موضوع برای شعر و سعی در ربط دادن ی سری مسائل و تشبیهات باربط و بی ربط... من خودم از قواعد شعر سر در نمیارم و مطا...
پریو
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
امتحان پریو خر است خیلی خر +اندر احولات دانلود کارانزا با سایفون بخاطر ی مشت اختشاشگر:/ بعد300مگ failed شد
مجازی؟؟؟ هه
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
خاک تو سر این فضای مجازی ک از فضای حقیقی کوچیکتره تازه فهمیدم کیا ب وبم دسترسی دارن ک فکرشم نمیکردم دگ باید گل گرفت عهههههههههههههه
منِ دوست نداشتنی
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
حس میکنم هیچکس دوستم نداره! درواقع بجز کسانی ک باهاشون رابطه خونی دارم و خونی ک خون رو میکشه ک تنها علت دوست داشتنمه انگار... من یه بداخلاق دوست نداشتنی ام!! +چرا هیچوقت نمیتونم مثل این دخترای مهربون باشم که همه خوششون میاد؟ + چرا اینهمه عصبی شدم این روزا؟ انگار ک طاقتم طاق شده باشه! نمیدونم چ مرگمه...
یک مشت خودخواه
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
جمع شدیم دور هم ب جون هم میپریم و تیکه پاره میکنیم همو و تنها کاری ک نمیکنیم زندگیه! چرا ی ذره انسان نیستیم؟ چرا انقدر منفعت طلبیم؟ چرا جز منفعت خودمون هیچی نمیبینیم و هیچی برامون مهم نیس چرا مهربونی انقدر کمرنگه آهای! چی ب سرمون اومده ک از زندگی اینو یاد گرفتیم ک رو سر هم پا بذاریم تا قدمون بلند تر...
درس زندگی
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
زندگی بهم یاد داد غیرقابل اعتماد ترین چیز توی دنیا حرف ها و احساسات آدم هاس! یاد داد اگ میخوای قوی باشی پایه رویاهاتو رو هیچکس نساز! سست ترین سرزمین برای ساختن کاخ آرزو ها احساسات دیگرانه! این ن بدبینیه ن بی اعتمادی! این خود خود خود اعتماد و آرامشیه ک آدم میتونه ب خودش هدیه بده.... ک آینده رو تضمین ...
نی نی دوست
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
من دلم میخواد بچه داشته باشم + اصنم ربطی ب امتحان ارتودنسی فردام نداره
کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
ی حس خوبی دارم که خونه ام و دارم ی زندگی عادی رو میگذرونم. مثلا وقتی خواهرم ب کمکم نیاز داره عصر یهویی میرم خونه ش. شب هر ساعتی دلم بخواد میخوابم.صب هروقت خواستم بیدار میشم. هرساعتی دوس دارم تلوزیون تماشا میکنم. توی کارهای خونه کمک میکنم و حتا خیلی بی دردسر با دوستام قرار ی دورهمی میذاریم برای بیرون...
اعتراف نامه
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
حس میکنم بشدت نیاز دارم ب ی مشاوره مراجعه کنم... این مشکل نباید انقدر ذهن منو درگیر کنه! مثی دارکوب ک هی ب درخت نوک میزنه داره مغزمو سوراخ میکنه! مث ی کمد چوبی ک ظاهرا سالمه ولی از درون موریانه زده داره شخصیتو پوچ میکنه. درسته ک چیز کوچیکی نیس ولی من حق ندارم انقدر بزرگش کنم! نباید با دیدن ی ادم هرب...
اعتراف۲
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
نمیدونم خوشحالم یا ناراحت. ولی استرس داشتم...خیلی... بیشتر از سوال های بی موردی ک ازم پرسیده میشد... وقتی تو دلت ی چیز باشه و ب ی حس دیگه تظاهر کنی خیلی مسخرس. چون مجبوری از چیزی دفاع کنی ک خودتم مخالفش هستی + نشد ی ترم بخوام برم خوابگا و با دل خوش برم. خدا لعنت کنه سرپرستو
از هر دری سخنی
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
نمیدونم این جایی ک ایستادم چقدر درسته و چقد غلط؟! آدما همیشه درحال حرکت هستن. وقتی ب این حرکت جهت ندی باری ب هرجهت میشی. حس میکنم جهت گیری خاصی ندارم. همش منتظرم ی اتفاقی بیفته ک ی جهتی پیدا کنم. هروقت تو زندگیم هدف داشتم جهت گیری های خوبی هم پیدا کردم... ولی حالا هرچقدر تلاش میکنم ک برای خودم هدف ب...
مرگ بر غرب زده پهلوی پرست
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
چرا مینویسم؟ وبلاگ برای من ی گوشه ک هیجوقت از شنیدن پرحرفی هام خسته نمیشه زبونی هم نداره ک سوال بپرسه پس فقط هرچقدر ک دلم بخواد و هرطور ک صلاح بدونم مینویسم چشمی هم نداره ک بعدا بهم بیفته و نگران سرزنشش باشم حتا ذهنی هم نداره ک قضاوتم کنه! تنها چیزی ک داره حافظه س و این خیلی خوبه! خیلی! ی وقتایی ک ه...
هوا عالیه! آبی آبی
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
کله سحر وقتی از در اومده بودم بیرون توی کوچه و تقریبا میدویدم که ب کلاسم دیر نرسم یهو نگاهم افتاد ب آسمون.... وباور نکردنی بود! محشر بود هیچوقت آسمون تهرانو انقدر آبی ندیده بودم دیگه برام مهم نبود دیرم بشه و وسط کوچه وایسادم و همینجور خیره شدم ب آسمون! چقدررررد خوشرنگ بود! مث رنگای کارتونا! ن! خیلی ...
عقده شد برام چتر نوم
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
تمام روز بارون اومد بجز اون دو ساعتی ک من بیرون بودم چرا؟؟ ++ ی سری هام حس میکنن پستای بی ربط و بدون موضوعی میذارم ک دقیقا فکرشون درسته!! اساسا اینجارو گذاشتم ک پست بی ربط بذارم توش. خوندن وب اجبار نیس ک. بسلامت☺
جمعه ی دلگیر
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
این همون عصر جمعه س ک چنبره زده روی گلوم و داره خفم میکنه! عصر جمعه توی خوابگاه و تنها بودن بدترین اتفاق جمعه هاس... نمیدونم بقیه هم اینجوری هستن یا ن ولی من وقتایی ک بدونم مامانم خونه نیس دلم میگیره... با وجود این که خوابگا هستم و برام هی فرقی نباید داشته باشه طبیعتا ولی دلم شدیدا میگیره. مث وقتایی...
ترس های من
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
از تنهایی از تاریکی از فکر کردن میترسم از مرگ خودم و عزیزانم از آینده میترسم از فکر کردن میترسم
نیازمندیها ۱
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
وصیت اسفندماهانه
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 5:33
تا این لحظه به سالی ک گذشت فکر نکردم. ب خوب و بدی هاش... اصولا برای منم تحویل سال همونقدر بی مزه س ک برای خیلی از هم سنام هس! معنی فیزیکیش خیلی مسخرس چون هرلحظه میتونه تحویل سال باشه! و چ اهمیتی داره ک توی ی لحظه همه جمع شن و فک کنن سال جدید شده و خودشونو اسیر تقویمی بکنن ک خودشون ساختن! و فکر کنن ا...